(@sherbazi)

زندگی سرد بود اما عشق
می توانست کارگر باشد!

می توان قطب را جهنم کرد
پای دل در میان اگر باشد..! #علیرضا_آذر#شعربـــــازی

Sina ramezani | سينا رمضانى (@sinaramezani)

.
به خودم آمدم
انگار تویی در من بود
این کمی بیشتـر از
دل به کسی بستن بود ...
#علیرضا_آذر

پیام سهرابی (@sohrabisafa)


منتظر یک شب طوفانی‌ام
دربه‌در ساعت ویرانی‌ام
پای خودم داغ پشیمانی‌ام
مثل خودت درد خیابانی‌ام
«با همه‌ی بی‌سروسامانی‌ام
باز به دنبال پریشانی‌ام»

مرد فرورفته در آیینه کیست؟
تا که مرا دید به حالم گریست
ساعت خوابیده حواسش به چیست؟
مردن تدریجی اگر زندگی‌ست
«طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی‌ام»

من که منم جای کسی نیستم
میوه‌ی طوبای کسی نیستم
گیج تماشای کسی نیستم
مزه‌ی لب‌های کسی نیستم
«دل‌خوش گرمای کسی نیستم
آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام»

خسته از اندازه‌ی جنجال‌ها
از گذر سوق به گودال‌ها
از شب چسبیده به چنگال‌ها
با گذر تیر که از بال‌ها
«آمده‌ام با عطش سال‌ها
تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام»

شعر اگر خرده هیولا شدم
آخر ابَر آدم تنها شدم
گاه پریشان‌تر از این‌ها شدم
از همه‌جا رانده‌ی دنیا شدم
«ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی‌ام»

وای اگر پیچش من با خمت
درد شود تا که به دست آرمت
نوش خودم زهر سراپا غمت
بیشترش کن که کمم با کمت
«خوب‌ترین حادثه می‌دانمت
خوب‌ترین حادثه میدانی‌ام؟»

غسل کن و نیت اعجاز کن
باز مرا با خودم آغاز کن
یک وجب از پنجره پرواز کن
گوش مرا معرکه‌ی راز کن
«حرف بزن ابرِ مرا بازکن
دیرزمانی‌ست که بارانی‌ام»

قحطی حرف است و سخن سال‌هاست
قفل زمان را بشکن سال‌هاست
پر شدم از درد شدن سال‌هاست
ظرفیت سینه‌ی من سال‌هاست
«حرف بزن حرف بزن سال‌هاست
تشنه‌ی یک صحبت طولانی‌ام»

#علیرضا_آذر

پیام سهرابی (@sohrabisafa)


قدسیان بر سرِ هم‌صحبتی‌ام چانه زدند
بوسه بر قامتِ این نوبرِ بیگانه زدند
ریسه از تاک کشیدند و به کاشانه زدند
«دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند
گِلِ آدم بسرشتند و به پیمانه زدند»

گم شدم، پرت شدم، تار تنیدم به سکوت
تشنه کف‌کرده و تَف‌دیده در عمقِ برهوت
ناگهان زد به سرم دست رسانم به قنوت
«ساکنانِ حرمِ سِتر و عفاف ملکوت
با منِ راه‌نشین باده‌ی مستانه زدند»

من بدآورده‌ی دنیای پُر از بیم و امید
نامه دادم نخوری سیب ولی دیر رسید
سیبِ ممنوعه به چنگ آمد و دستانت چید
«آسمان بارِ امانت نتوانست کشید
قرعه‌ی کار به نام منِ دیوانه زدند»

وقتِ لب بستن خود همهمه را عذر بِنه
سگ که با گرگ بجوشد، رَمه را عذر بِنه
حق و ناحق شدنِ محکمه را عذر بِنه
«جنگِ هفتادودوملت، همه را عذر بِنه
چون ندیدند حقیقت، رهِ افسانه زدند»

آخ اگر زودتر از من به زمین می‌افتاد
برگِ همزادِ من او بود که در مسلخِ باد
دست بردم که نجاتش بدهم دست نداد
«شُکر آن را که میانِ من و او صلح افتاد
حوریان رقص‌کنان ساغرِ شکرانه زدند»

‌ گرچه خوب است که با شعله بپیوندد شمع
بی‌حضورِ نفسِ نور نمی‌گندد شمع
پای دل را به دلی سوخته می‌بندد شمع
«آتش آن نیست که از شعله‌ی آن خندد شمع
آتش آن است که در خَرمَنِ پروانه زدند»

من سؤالم پُرِ پرسیدن و بی هیچ جواب
مرده‌شورِ شب و روزِ من و این حالِ خراب
دل به دریاچه‌ی حافظ زدم از ترسِ سراب
«کس چو حافظ نکشید از رُخِ اندیشه نقاب
تا سرِ زلفِ سخن را به قلم شانه زدند»

#علیرضا_آذر

(@znb_q)

به خودم آمدم انگار تویی در من بود
این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود
پیش چشمِ همه از خویش یلی ساخته ام
پیش چشمانِ تو اما سپر انداخته ام
...
می پرم، دلهره کافی ست! خدایا تو ببخش!

#علیرضا_آذر
#دریا

(@judy___abbot)

.
نکند دست کسی،
دست تو را لمس کند
کاش این دلهره اینقدر
دل آزار نبود...
#علیرضا_آذر

Saeed Dlr (@saeed_dlr)

از قافله جا ماندم تا هم قدمت باشم

#علیرضا_آذر

آفتابگردان (@sunflower_1395)

.
عشق آن اگر باشد که میگویند
دل های صاف و ساده می خواهد
#عشق آن اگر باشد که من دیدم
#انسان فوق العاده میخواهد
علیرضا آذر
#آفتابگردان#اسفند_ماه#sunflower#علیرضاآذر#۱۳۹۵/۱۱/۳#شعر_غزل#شعر_نو
#برف#باران#بهار#عشق#علیرضا_آذر #زمستان#اسفند

محمدوحید (@mohamadvahid_jokar)

..
اصلا مگر من الجزایرم که انقلاب کنم؟!!
وقتی تو قرار است مرا استعمار کنی

_________________

الان اگه زیر این دو خط بالا نوشته بوم ک نمیدونم #فاضل_نظری یا #علیرضا_آذر یا اصلا حتی #م_ط؛ حتما یه سری میومدن میگفتن که به به، عجب شعری، تاریخ ادبیات جملاتی چنین گهر بار ندیده و ... ؛
غیر این ه انصافا ؟!؟!
.. اما بهتون بگم ک صاحب اثر خودمم ، امضام نمیدم؛ دایرکتم ندید جون من
________________

موضوع این نیست ک من باید انقلاب الجزایر رو ارائه بدم؛ موضوع این ه که #شخصیت_ها دارن ما رو استعمار میکنن
جلوی این حس خودمون وایسیم
#حق نیست این . ..
..
..
#ارادت

still 9 ! (@smiley_maryam)

*
شعر تو بودی که پس از فصل سرد
هیچ کسی شک به زمستان نکرد!
#علیرضا_آذر :)
.
.
هوا چ خوبه لنتی :))
شمعدونیم پوکید بنده خدا ، شدیدا نیاز ب کمک داره :(
اگه پر از حس خوب بودین و یکی حسای خوبو ازتون گرفت فقط ببخشینش . بعد بازم سعی کنین بش حس خوب بدین :))

شب برفی (@shabebarfi61)

من راهی توام
ای مقصد درست
#علیرضا_آذر
#دلخوشی ها_کم_نیست

❤️عشق و غزل❤️ (@eshgh_o_ghazal)

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت

بــاور نـمـی کــردم بــه آســـانی دلـم رفت

از هـم سـراغـش را رفـیـقـان می گـرفـتـنـد

در وا شـد و آمــد بـه مـهـمـانی... دلم رفت

رفــتــم کـنــارش ، صـحـبتـم یـادم نـیـامــد!! .
پـرسـیـد: شعـرت را نمی خـوانی؟ دلم رفت

مـثـل مـعــلـم هـا بـه ذوقـــم آفـریـن گــفـت

مــانـنــد یـک طــفــل دبـسـتــانـی دلـم رفت

مــن از دیــار «مـنــزوی» ، او اهــل فـــردوس

یک سیـب و یـک چـاقـوی زنجانی ؛ دلم رفت

ای کاش آن شب دست در مویش نمی بـرد

زلـفش که آمــــد روی پـیـشـانی دلم رفــــت

ای کـاش اصـلا مـــن نمی رفــتـم کــنــارش

امـا چـه سـود از ایـن پشیــمـانی دلـم رفـت

دیگـر دلـم ــ رخت سفیدم ــ نـیـست در بـنـد

دیـروز طـوفـان شد،چه طـوفـانی دلم رفت
#کاظم_بهمنی

۳/اسفند/۹۵

#poet_girl

#عشق#غزل#شعر#شعر_نو#دوستی#تنهایی#شعر_نو#شعر_غزل#شعر_معاصر#حافظ#سعدی#نیما_یوشیج#پروین_اعتصامی#شهریار#قیصر_امین_پور#هنر#ایرانی#عاشقانه #علیرضا_آذر#علی_صفری#علیرضا_بدیع#محمدعلی_بهمنی#فاضل_نظری#کاظم_بهمنی#تک_بیت#دوبیتی#فردوسی
#معلم#دانشجو_معلم#

©️ZeinabAsadiNasab (@zeinabasadii)

💙💙
دست بردم که نجاتش بدهم
دست نداد ...
.
#علیرضا_آذر
.
3/3
.

Mohsen_ariyaa (@sarzamin_parsian)

کتیبه دروازه ملل تخت جمشید و قلمرو داریوش شاه در آنزمان

Morteza (@morteza_babadi)

.
#زندگی #سرد بود ، اما #عشق
#می‌تواسنت #کارگر باشد
می‌توان #قطب را #جهنم کرد
پای #دل در میان اگر #باشد
#علیرضا_آذر .

@Typographiam ❤️©️🎨❄️
.
گِـله از دست کسی نیست

مقصر،دل دیوانه‌ی ماست!

#قیصر_امین_پور
.
.
مگر شرح ما عدم در عدم است ؟
قسمت ما نرسیدن به هم است؟
پای این فاصله ها را میشکنم ...
قسمت ما رسیدن به هم است...
😊😊😊

NEGAR (@negarsky22)

.
تو مغتاطیس ِ دنیامی

دلم دور ِ تو

می گرده...
.
#علیرضا_آذر

hadi-taqi malek (@hadi.sulduzlu72)

دنیا به شاعر ها بدهکار است....
#علیرضا_آذر

neda (@nedaebrahimnejhad)

هيچ زنى دلش نمى آيد
كه ديگر "برنگردد"

منتظر است

سراغش را بگيريد.! #فرزانه_صدهزارى
More...