👑 The Great King Gwanggaeto 👑 (@javad_shahvarooghi)

پادشاه فصلها ، پائیز

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش
باغ بی برگی،
روز و شب تنهاست،
با سکوت پاکِ غمناکش
سازِ او باران، سرودش باد.
جامه اش شولای عریانی‌ست.
ور جز،اینش جامه ای باید
بافته بس شعله ی زرتار پودش باد
گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد، یا نمی خواهد
باغبان و رهگذران نیست
باغ نومیدان
چشم در راه بهاری نیست
گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد،
ور برویش برگ لبخندی نمی روید؛
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید
باغ بی برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن.
پادشاه فصلها ، پائیز ... شعر از : مرحوم استاد مهدی اخوان ثالث
#شعر #مهدی_اخوان_ثالث #پاییز #پائیز #برگ #باد #تنها #تنهایی #جملات_احساسی

تو ماه رویای منی💛💛💛💛 (@sarehbayat58_text)

ماه شهریور پر است از خاطرات عشق من
من به جان تا زنده باشم، عاشق شهریورم❤️
مهدی اخوان ثالث🌹
شهریور با همه قشنگیا و هوای خوبش تموم داره مییشه فردا😍من به شخصه عاشق شهریورم🙄
پ.ن:البته مهر یه چیز دیگس😉😊
@sarehbayat_
@sarehbayat_
@sarehbayat_
@sarehbayat_
#ساره_بیات #مهدی_اخوان_ثالث #شهریور #مهر

(@yasin_a.y)

این پست رو باید چهار شهریور میزاشتم ولی خب الان آپ شد!😑😑😑 گاه میگوییم فغانی برکشم
باز میبینم که صدایم کوته است!

#مهدی_اخوان_ثالث

♔ (@m0hamadh3)

‎هی فلانی،
‎زندگی شاید همین باشد!
#مهدی_اخوان_ثالث

jokar (@jokar.mohsen1354)

در بحر عشق گر همه جویای ساحلند

ما کشتی وجود به طوفان سپرده‌ایم.. یا حسین

#مهدی_اخوان_ثالث

پیکوگرافی یا همون عکاسی (@picography_ir)

-پوپکم! آهوکم!
تا جنون فاصله‌ای نیست از اینجا که منم؛

مگرم سوی تو راهی باشد...
.

#مهدی_اخوان_ثالث
.
.
.
_=_=_=_=_=_=_=_=_=_=_=_=_=_
Photo by: @hamidreza.mqdm.
.
.
.
Please follow us
Tag: #picography_ir

الیاف طبیعی و تنپوش سنتی سین (@sinclothing.ir)

باغ بی برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن.
پادشاه فصلها ، پائیز ..
🍁🍁🍁🍁🍁🍁🍁
پادشاه رنگ ها پائیز..
🌈حال دلتون بهاری 🌈

#مهدی_اخوان_ثالث

BaHaR NaReNj (@bahar.narenj992)

#ماهِ #شهریور
پُر است از
خاطراتِ
#عشق من
من به #جان،
تا زنده باشم
عاشقِ شهریورم... #مهدی_اخوان_ثالث
#بهارنارنج
#ماهِ_من
#تکست_شعر #تکست_گرافی

روزانه‌های زعفرونی (@zaferandaily)

.
.

هرکه خود داند و خدای دلش،
که چه دردی ست
درکجای دلش... #مهدی_اخوان_ثالث

#روزانه_های_زعفرانی #روزانه_های_زعفرونی #خدا #درد_دل
#zaferandaily
#zaferondaily
.

گاهی وقتها انقدر سردرگم و گیج هستی که نمیدونی با افراد مهم زندگیت چطور برخورد کنی و چه رفتاری داشته باشی، نمیدونی که چه تصمیمی بگیری...
.
چقدر سخته بخوای ذهن و عقلتو با فکر و دلت و احساست یکی کنی، و از خودت راضی باشی و حتی طرف مقابلت هم ازت راضی باشه.....
۹۶/۶/۳۰

S e T a r E T a H e r i (@setare._.th)

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش.
باغ بی برگی،
روز و شب تنهاست،

با سکوت پاکِ غمناکش.
سازِ او باران، سرودش باد.
جامه اش شولای عریانی‌ست.
ورجز،اینش جامه ای باید .

بافته بس شعله ی زرتار پودش باد .
گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد، یا نمی خواهد .
باغبان و رهگذران نیست .
باغ نومیدان
چشم در راه بهاری نیست

گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد،
ور برویش برگ لبخندی نمی روید؛
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید .
باغ بی برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن.
پادشاه فصلها ، پائیز ..
#مهدی_اخوان_ثالث
#پاییز

hossain.biyad.sedehi (@hossain.biyad.sedehi)

TAHEREH:
اِمشَب اندوه تو
بیش از همه شب
شد یارم... وای از این
حال پریشان
که من امشب دارم.. #مهدی_اخوان_ثالث

alireza.nazarpak (@alireza_nazarpak)

به مناسبت گرامیداشت سالروز درگذشت استاد پرویز مشکاتیان
آواز همایون شجریان در مراسم خاکسپاری استاد مشکاتیان، شعر از مانایاد مهدی اخوان ثالث
#پرویز_مشکاتیان
#همایون_شجریان
#مهدی_اخوان_ثالث
#موسیقی_سنتی
#علیرضا_نظرپاک

tarikh dar tasvir📚 (@__tarikhdartasvir)

#فریدون_مشیری
✍️زادروز فریدون مشیری، شاعر برجسته ایرانی...‌در این روز (30 شهریور)سال 1305، فریدون مشیری در تهران به دنیا آمد. جد پدری او به دلیل مأموریت اداری به همدان منتقل شده بود، و پدرش ابراهیم مشیری افشار در سال 1275 خورشیدی در همدان زاده شده بود، و در روزهای جوانی به تهران آمد و از سال 1298 در وزارت پست مشغول خدمت گردید.
.
مشیری سرودن شعر را از نوجوانی و تقریباً از پانزده سالگی شروع کرد.او در سال 1333 با خانم اقبال اخوان ازدواج کرد و اکنون دو فرزند به نام‌های بابک و بهار از او به یادگار مانده‌است.
.
نخستین مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در 28 سالگی او با مقدمه محمدحسین شهریار و #علی_دشتی در 1334 به چاپ رسید. خود او دربارهٔ این مجموعه میگوید: «چهارپاره‌هایی بود که گاهی سه مصرع مساوی با یک قطعه کوتاه داشت، و هم وزن داشت، هم قافیه و هم معنا، آن زمان چندین نفر از جمله #نادر_نادرپور، #هوشنگ_ابتهاج (سایه)، #سیاوش_کسرایی، #مهدی_اخوان_ثالث و محمد زهری بودند که به همین سبک شعر می‌گفتند و همه شاعران نامدار شدند، زیرا به شعر گذشته بی‌اعتنا نبودند. .
اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر قدیم احاطه کامل داشتیم، یعنی آثار #سعدی و #حافظ و #فردوسی را خوانده بودیم، در مورد آنها بحث می‌کردیم و بر آن تکیه می‌کردیم.»
.
مشیری توجه خاصی به موسیقی ایرانی داشت و در پی همین دلبستگی طی سالهای 1350 تا 1357 عضویت شورای موسیقی و شعر رادیو را پذیرفت، و در کنار هوشنگ ابتهاج، #سیمین_بهبهانی و #عماد_خراسانی سهمی بسزا در پیوند دادن شعر با #موسیقی، و غنی ساختن برنامه گلهای تازه در رادیو ایران در آن سالها داشت. .
علاقه به موسیقی در مشیری به گونه‌ای بوده است که هر بار سازی نواخته می شده مایه آن را می‌گفته، مایه‌شناسی‌اش را می‌دانسته، بلکه می‌گفته از چه ردیفی است و چه گوشه‌ای، و بارها شنیده شده که تشخیص او در مورد برجسته‌ترین قطعات موسیقی ایران کاملاً درست و همراه با دقت تخصصی ویژهای بوده است.
.
فریدون مشیری در سال 1377 به آلمان و آمریکا سفر کرد و مراسم شعرخوانی او در شهرهای کلن، لیمبورگ و فرانکفورت و همچنین در 24 ایالت آمریکا از جمله در دانشگاه‌های برکلی و نیوجرسی به طور بی سابقه ای مورد توجه دوستداران ادبیات ایران قرار گرفت.
.
در سال 1378 طی سفری به سوئد در مراسم شعر خوانی در چندین شهر از جمله استکهلم و مالمو و گوتبرگ شرکت کرد.
معروفترین اثر وی شعر «کوچه» نام دارد که در اردیبهشت 1339 در مجله «روشنفکر» چاپ شد.

مشیری سال‌ها از بیماری رنج می‌برد و در بامداد روز جمعه 3 آبان ماه 1379 در سن 74 سالگی

Amir (@amirhz2580)

در بحــــر عشق !! گر همه جویای ساحلند

ما کشتی وجود!! به طوفان سپرده‌ایم... #مهدی_اخوان_ثالث

احمدی (@ahmadi175a)

@today_in__history
زادروز فریدون مشیری، شاعر برجسته ایرانی...‌

در این روز (30 شهریور) سال 1305، فریدون مشیری در تهران به دنیا آمد. جد پدری او به دلیل مأموریت اداری به همدان منتقل شده بود، و پدرش ابراهیم مشیری افشار در سال 1275 خورشیدی در همدان زاده شده بود، و در روزهای جوانی به تهران آمد و از سال 1298 در وزارت پست مشغول خدمت گردید.
مشیری سرودن شعر را از نوجوانی و تقریباً از پانزده سالگی شروع کرد.
او در سال 1333 با خانم اقبال اخوان ازدواج کرد و اکنون دو فرزند به نام‌های بابک و بهار از او به یادگار مانده‌است.
نخستین مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در 28 سالگی او با مقدمه محمدحسین شهریار و #علی_دشتی در 1334 به چاپ رسید. خود او دربارهٔ این مجموعه میگوید: «چهارپاره‌هایی بود که گاهی سه مصرع مساوی با یک قطعه کوتاه داشت، و هم وزن داشت، هم قافیه و هم معنا، آن زمان چندین نفر از جمله #نادر_نادرپور، #هوشنگ_ابتهاج (سایه)، #سیاوش_کسرایی،#مهدی_اخوان_ثالث و محمد زهری بودند که به همین سبک شعر می‌گفتند و همه شاعران نامدار شدند، زیرا به شعر گذشته بی‌اعتنا نبودند. اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر قدیم احاطه کامل داشتیم، یعنی آثار #سعدی و #حافظ و #فردوسی را خوانده بودیم، در مورد آنها بحث می‌کردیم و بر آن تکیه می‌کردیم.»
مشیری توجه خاصی به موسیقی ایرانی داشت و در پی همین دلبستگی طی سالهای 1350 تا 1357 عضویت شورای موسیقی و شعر رادیو را پذیرفت، و در کنار هوشنگ ابتهاج، #سیمین_بهبهانیو #عماد_خراسانی سهمی بسزا در پیوند دادن شعر با #موسیقی، و غنی ساختن برنامه گلهای تازه در رادیو ایران در آن سالها داشت. علاقه به موسیقی در مشیری به گونه‌ای بوده است که هر بار سازی نواخته می شده مایه آن را می‌گفته، مایه‌شناسی‌اش را می‌دانسته، بلکه می‌گفته از چه ردیفی است و چه گوشه‌ای، و بارها شنیده شده که تشخیص او در مورد برجسته‌ترین قطعات موسیقی ایران کاملاً درست و همراه با دقت تخصصی ویژهای بوده است.
فریدون مشیری در سال 1377 به آلمان و آمریکا سفر کرد و مراسم شعرخوانی او در شهرهای کلن، لیمبورگ و فرانکفورت و همچنین در 24 ایالت آمریکا از جمله در دانشگاه‌های برکلی و نیوجرسی به طور بی سابقه ای مورد توجه دوستداران ادبیات ایران قرار گرفت.
در سال 1378 طی سفری به سوئد در مراسم شعر خوانی در چندین شهر از جمله استکهلم و مالمو و گوتبرگ شرکت کرد.
معروفترین اثر وی شعر «کوچه» نام دارد که در اردیبهشت 1339 در مجله «روشنفکر» چاپ شد.
مشیری سال‌ها از بیماری رنج می‌برد و در بامداد روز جمعه 3 آبان ماه 1379 در سن 74 سالگی در تهران د

kiarash ebrahimi (@kiarash_ebrahimi97)

هیچم

هیچم و چیزی کم

ما نیستیم از اهل این عالم که می بینید

وز اهل عالم های دیگر هم

یعنی چه بس اهل کجا هستیم؟

از عالم هیچم وچیزی کم،گفتم.

غم نیز چون شادی برای خود خدایی،عالمی دارد

نور سیاه و مبهمی دارد

پس زنده باشد مثل شادی،غم

ما دوستداران سایه های تیره هم هستیم

و مثل عاشق،مثل پروانه

اهل نماز شعله و شبنم

اما

هیچم و چیزی کم

رفتم فراز بام خانه،سخت لازم بود

شب بود و مظلم بود و ظالم بود

آنجا چراغ افروختم ، اطراف روشن شد

و پشه ها و سوسک ها،بسیار

دیدم که اینک روشنایم خورده خواهد شد

کشتم اسیر بی مروت زرده خواهد شد

باغ شبم افسرده و خون مرده خواهد شد

خاموش کردم روشنایم را

و پشه ها و سوسک ها رفتند

غم رفت، شادی رفت

و هول و حسرت ترک من گفتند

و اختران خفتند

آنگاه دیدم،آن طرف تر از سکنج بام

یک دختر زیباتر از رویای شبنم ها

تنها

انگار روح آبی و آب است

انگار هم بیدار و هم خواب است

انگار غم در کسوت شادی ست

انگار تصویر خدا در بهترین قاب است

انگارها بگذار

بیمار!

او که "نمی دانی و می دانی" است

او لحظه ی فرار جادویی

او جاودانه، جاودان تاب است

محض خلوص و مطلق ناب است

از بام پایین آمدیم،آرام

همراه با مشتی غم و شادی

و با گروهی زخم ها و عده ای مرهم

گفتیم بنشینیم

نزدیک سالی مهلتش یک دم

مثل ظهور اولین پرتو

مثل غروب آخرین عیسای بن مریم

مثل نگاه غمگنانه ی ما

مثل بچه ی آدم

آنگاه نشستیم و به خوبی خوب فهمیدیم

باز آن چراغ روز و شب خامش تر از تاریک

هیچم و چیزی کم

#هیچم_و_چیزی_کم
#مهدی_اخوان_ثالث

امروز در تاریخ (@today_in__history)

:
زادروز فریدون مشیری، شاعر برجسته ایرانی...‌

در این روز (30 شهریور) سال 1305، فریدون مشیری در تهران به دنیا آمد. جد پدری او به دلیل مأموریت اداری به همدان منتقل شده بود، و پدرش ابراهیم مشیری افشار در سال 1275 خورشیدی در همدان زاده شده بود، و در روزهای جوانی به تهران آمد و از سال 1298 در وزارت پست مشغول خدمت گردید.
مشیری سرودن شعر را از نوجوانی و تقریباً از پانزده سالگی شروع کرد.
او در سال 1333 با خانم اقبال اخوان ازدواج کرد و اکنون دو فرزند به نام‌های بابک و بهار از او به یادگار مانده‌است.
نخستین مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در 28 سالگی او با مقدمه محمدحسین شهریار و #علی_دشتی در 1334 به چاپ رسید. خود او دربارهٔ این مجموعه میگوید: «چهارپاره‌هایی بود که گاهی سه مصرع مساوی با یک قطعه کوتاه داشت، و هم وزن داشت، هم قافیه و هم معنا، آن زمان چندین نفر از جمله #نادر_نادرپور، #هوشنگ_ابتهاج (سایه)، #سیاوش_کسرایی، #مهدی_اخوان_ثالث و محمد زهری بودند که به همین سبک شعر می‌گفتند و همه شاعران نامدار شدند، زیرا به شعر گذشته بی‌اعتنا نبودند. اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر قدیم احاطه کامل داشتیم، یعنی آثار #سعدی و #حافظ و #فردوسی را خوانده بودیم، در مورد آنها بحث می‌کردیم و بر آن تکیه می‌کردیم.»
مشیری توجه خاصی به موسیقی ایرانی داشت و در پی همین دلبستگی طی سالهای 1350 تا 1357 عضویت شورای موسیقی و شعر رادیو را پذیرفت، و در کنار هوشنگ ابتهاج، #سیمین_بهبهانی و #عماد_خراسانی سهمی بسزا در پیوند دادن شعر با #موسیقی، و غنی ساختن برنامه گلهای تازه در رادیو ایران در آن سالها داشت. علاقه به موسیقی در مشیری به گونه‌ای بوده است که هر بار سازی نواخته می شده مایه آن را می‌گفته، مایه‌شناسی‌اش را می‌دانسته، بلکه می‌گفته از چه ردیفی است و چه گوشه‌ای، و بارها شنیده شده که تشخیص او در مورد برجسته‌ترین قطعات موسیقی ایران کاملاً درست و همراه با دقت تخصصی ویژهای بوده است.
فریدون مشیری در سال 1377 به آلمان و آمریکا سفر کرد و مراسم شعرخوانی او در شهرهای کلن، لیمبورگ و فرانکفورت و همچنین در 24 ایالت آمریکا از جمله در دانشگاه‌های برکلی و نیوجرسی به طور بی سابقه ای مورد توجه دوستداران ادبیات ایران قرار گرفت.
در سال 1378 طی سفری به سوئد در مراسم شعر خوانی در چندین شهر از جمله استکهلم و مالمو و گوتبرگ شرکت کرد.
معروفترین اثر وی شعر «کوچه» نام دارد که در اردیبهشت 1339 در مجله «روشنفکر» چاپ شد.
مشیری سال‌ها از بیماری رنج می‌برد و در بامداد روز جمعه 3 آبان ماه 1379 در سن 74 سالگی در تهران د گذشت.
More...