Meitaduminggu (@meita30585)

White Christmas in April 😅🙊🙈☃️❄️🌨️
Nikmati& syukuri biar dingiinn 😜😇 #schnee #blessed #sweet #cute #liebe #blessed #kalt #schweiz #love #red

(@birnbaumen)

Tisch mit schöner weisser Haube! Über Nacht 25cm Neuschnee😱#winter #schnee #inverno #neve #schweiz #svizzera

Don't forget to hit follow ☝️ (@meinnotizblog)

Ich #wünsche dir einen #glücklichen Tag!
MEIN WEG AUS EINEM GRAUEN ALLTAG mit inspirierenden Menschen kannst du jetzt online lesen auf:
http://www.mein-notizblog.com

#sonne #garten #liebe #leben
#feeling #happy #good #powerful #beautyful #feel #free #nice #day #blog #meinnotizblog #wetter #schweiz #schnee #april

Andi Graf (@grafandi)

Schnee am Ende des April, freue sich wer will. 😂 #schnee #glarnerland #glarus

ندا (@neda.zade)

تقریبا دو سالی در آرزوی پیاده روی مسیر آببر (روستایی در زنجان) به قلعه رودخان (فومن) بودم
عکس شماره ۱: تا بالاخره دوشنبه ۴ اردیبهشت ساعت ۱۰ شب به سمت آببر حرکت کردیم. شب در امام زاده جعفر خوابیدیم و صبح ساعت ۸ با نیسان تا دیزاب رفتیم
عکس شماره ۲: خوشحال و شاد و خندان شروع کردیم به پیاده روی
هوا هم عالی بود.
ولی ناگهان هوا سرد و مه آلود شد.
عکس شماره ۳: سرعتمون را بیشتر کردیم تا از مه خارج شویم ولی انگار مه تموم شدنی نبود.
عکس شماره ۴: گاهی به کوهای برفی می رسیدیم و چون خطر داشت مجبور می شدیم برف را دور زده مسیر را تغییر دهیم و راه را طولانی تر کنیم.
حدود ۶ بعد از ظهر هوا سرد تر شد و تگرگ و برفهای یخ زده برسرمان فرود آمد و جی پی اس هم به مشکل خورده بود،
عکس شماره ۵: یک جای مناسب پیدا کردیم و چادر ها را علم کردیم.
صبح حدود ساعت ۵ بیدار شدیم و دیدیم ای داد بیداد
عکس شماره ۶: اطرافمون پر از برفه
عکس شماره ۷ و ۸: حالا مجبور بودیم تو برف و بوران به راه خود ادامه دهیم
تا چشم کار میکرد برف بود و سرما.
از دور چوپانی را دیدیم و فریاد زنان گفتیم میخواهیم بریم قلعه رودخان
گفت نرید تو این هوا نمیتونید تا قلعه برید و خطر داره بهتره بروید روستای خرمکش
با این تصمیم موافقت شد و تغییر مسیر دادیم وکم کم وارد جنگل شدیم.
(عکس ندارم) حالا برف تبدیل به باران شده بود و کم کم باران هم تمام شد ولی زمین خیس بود و گل که راه رفتن و بالا پایین شدن از کوه را مشکل کرده بود.
ما که تازه از برف نجات پیدا کرده بودیم و داشتیم خوشحالی میکردیم متوجه شدیم مسیر روستا نامشخصه و تقریبا گم شدیم.
عکس شماره ۹: با شنیدن صدای گله گوسفندان خوشحال شدیم و چوپانی مسیر را نشانمان داد.
این بار نوبت پیاده روی در میسر گل آلود بود و گاهی تا زانو تو گل فرو می رفتیم.
عکس شماره ۱۰: بالاخره پا روی آسفالت گذاشتیم.
۳۳ ساعت از شروع راه پیمایی می‌گذشت و ۴۷ کیلومتر تو مه و بارون و برف و گل و ... راه رفتیم. بارها امیدوار شدیم و بارها امیدمان را از دست دادیم و ترسیدیم. تا بالاخره پا را بر روی جاده آسفالت گذاشتیم ...
با تمام اتفاقهایی که افتاد یکی از بهترین سفرهای زندگیم بود کلی ازش درس زندگی گرفتم و حالا که صحیح و سالم برگشتیم یک زندگی جدید را شروع میکنم یک جور تولد دوباره.
حمید، علی، علی، احمد، احسان، ژاله، نیما از همتون برای این سفر سپاسگذارم و مرسی که تو این سفر سخت این عکسهای خاطره انگیز را گرفتید.
#iran #snow #schnee #adventure #reise #travel
More...