Newsha Tavakolian (@newshatavakolian) [similar]

@magnumphotos

Newsha Tavakolian (@newshatavakolian)

من با لينزي اداريو در سال ٢٠٠٣ در عراق ( جنگ آمريكا و عراق) آشنا شدم. يكی از با معرفت‌ترين آدمهايی هست كه تا به حال به عمرم ديدم و در كنارش هم يكی از مهمترين عكاس‌های جنگی در دنياست. كتابش يكی از پرفروش‌ترين كتاب‌های سال در آمريكا بوده و به لطف و همت @sahardowlatshahi عزيز و @nazarartpublication به فارسی ترجمه شده خواندنش رو به همه دوستان توصيه ميكنم

Newsha Tavakolian (@newshatavakolian)

When I asked him about his life story, he didn't answer. There was just silence. #southtehran @msf_fr @magnumphotos

Newsha Tavakolian (@newshatavakolian)

اواخر قرن نوزدهم، وقتی سورگین عکاس روسی مقیم ایران، مشغول عکاسی در نقاط مختلف این کشور بود، رضا شاه پس از رسیدن به تاج و تخت، شیشه های نگاتیو او را ضبط کرد. پادشاه عاشق پیشرفت و مدرنیزاسیون، هرگز نمی خواست سندی مبتنی بر فقر فرهنگی و اجتماعی آن دوره و روزنه¬ای به واقعیت آن روز جامعه ایران وجود داشته باشد. در عوض سعی داشت واقعیتی فانتزی از زمانه¬ی خودش را به نمایش بگذارد. بنابراین شیشه های نگاتیو سورگین توسط دربار ضبط و عکاسخانه¬ی او در جدال های خیابانی به آتش کشیده شد. شاید بتوان گفت سورگین یکی از معدود عکاسانی بود که در قرن نوزدهم، بیشترین تعداد عکس را از جامعه در حال تحول ایران ثبت کرد؛ در حالی که از آن انبوه عکس، تنها چند صد فریم باقی مانده است. درست در همان ایام، اسماعیل خان، نوجوان اشراف زاده¬ی کردی، با یک دوربین عکاسی که از یک عکاس روسی (در حال جست و جوی نام و مشخصات او هستیم) خریداری کرده بود، از اقوام و اطرافیانش عکاسی می کرد. اسماعیل خان در همان ایام از عمو، عموزاده و همسر عموی خود عکسی ثبت کرده که در نگاه اول بسیار ساده به نظر می رسد. اما با کمی دقیق¬تر و عمیق تر شدن به آن عکس، به واقعیت موجود در آن پی می بریم. آن عکس که باقیمانده¬ی یک شیشه¬ی نگاتیو آسیب دیده است، خانواده¬ی اشرافی کُردی را در پوششی غربی نشان می¬دهد، در حالی که همچنان کلاه و کفش کردی بر تن دارند. در پس زمینه¬ی عکس، یکی از خدمتکاران با پوشش تماما محلی دست به سینه و آماده¬ی خدمت، در پشت ارباب دیده می¬شود. تماشای این عکس برای من شگفت انگیز است. این عکس برای من در حکم سندی است که مناسبات فئودالی و ارباب و رعیتی جاری در جامعه¬ی آن روزگار ایران را نمایان می-کند. اگر این عکس را به عنوان یک نمونه¬ در نظر بگیریم، به خوبی گویای مناسبات فردی و اجتماعی دوران خویش است. مرد خانزاده ای با عصا و صلابت در مرکز عکس ایستاده که نماد مردسالاری حاکم بر اجتماع آن دوران است. او یک دستش را بر شانه¬ی دخترش گذاشته، گویی حاکم و مسلط بر اوست و با دست دیگرش بر یک عصا تکیه زده است. لباس های غربی بر تن زنان، در تضاد با کفش و کلاه کردی آن¬ها، (پونکتوم) نکته¬ی جذاب اصلی این عکس است. در حالی که چهره¬ی درمانده¬ی دخترک رعیت در پس این تصویر، که دلالت دیگری از همان تجددخواهی در عین وابستگی به سنت فئودالی است، نکته¬ی دیگر این عکس است. وجود چنین سندی در هجدهمین سال از شروع قرن بیست و یک و تماشای آن، این امکان را فراهم می¬کند تا بتوان ارزیابی¬ای از وضعیت اجتماعی و مناسبات حاکم بر آن زمانه داشت و تحولات تاریخی را مورد

Newsha Tavakolian (@newshatavakolian)

خاطرات مدرسه محاله يادم بره... 🎼

Newsha Tavakolian (@newshatavakolian)

امروز، پس از دو سال جرات كردم و عکس‌هایی را نگاه کردم که در بهترین و در عین حال سخت ترين عصرگاه زندگی‌ام گرفته شدند. دقیقاً در همین روز، در سال ۲۰۱۵، برنده‌ی اصلی جایزه‌ی پرنس کلاوس شده بودم، یکی از باارزش ترين جوایزی که یک هنرمند ممکن است به دست بیاورد. وقتی روی صحنه داشتم برای سخنرانی در مقابل پادشاه و ملکه‌ی هلند، خانواده‌ام و بهترین دوستانم آماده می‌شدم، دوست نزدیکم حمیده رضوی مشغول سفر آفرود در بیابان‌های جنوب ایران بود.
حمیده، هنرمند، جنگجو و ماجراجو بود، با چشمانی همیشه دوخته بر افق، رو به آینده... درهمان روز تصادف در كوير و سرنگونی خودرویش منجر به مرگ او شد. روح بی‌قرارش با آن لبخند سخاوتمند و قلب پهناور ما را ترک کرد.

زندگی شهربازی بدذاتی‌ست که ما را تا عالی‌ترین نقطه بالا می‌برد و لحظه‌ای بعد در حال سقوط در صندلی می‌کوبدمان. دوست بی‌قرارم، آسوده بیارام. Today, after two years, I looked at the pictures taken at the best, and also worst evening of my life. Exactly on this day, in 2015, I was the main laureate of the Prins Claus Award, one of the most important prizes an artist can receive. While I was on the stage, preparing to address the Dutch king and queen, my family and best friends, my close friend Hamideh Razavi was off-roading in South Iran

An artist, Amazone and adventurist, Hamideh's eyes were always on the horizon, towards the future. In a terrible accident, her car flipped and she died. A restless soul with a wide smile and a huge heart left us

Life is a vicious rollercoaster, taking you to the highest points, and slamming you in your seat as you unexpectedly descend downwards. Find your peace, my restless friend

Newsha Tavakolian (@newshatavakolian)

Under the rubble lies a 10 year old boy. He died when a wall collapsed on him during Sunday's 7.2 earthquake that hit Iran and Iraq. But they don't want to dig up his body. "Not yet," his mother said, weeping. Iran @magnumphotos. ‎پسر ١٠ ساله اي زير آوار است. او بر اثر ريزش ديواري در زلزله ٧/٢ ريشتري روز يكشنبه كه در عراق و ايران آمد، كشته شده. مادرش نمي خواهد بدن پسرش را از زير آوار بيرون بكشد. مادرش گريان مي گويد: هنوز نه

Newsha Tavakolian (@newshatavakolian)

#Repost @photolondonfair (@get_repost)
・・・
Photo London is pleased to announce the latest Takeover: IRAN NOW curated by Iranian photojournalist and documentary photographer Newsha Tavakolian (@newshatavakolian). For this Takeover, Newsha has selected a group of projects that cover a diverse range of themes from identity to suicide to politics. Uncompromising and inventive, the works by young and emerging Iranian photographers presented over the following fortnight will shed light on a corner of the world where the individual is often overshadowed by the culture: whether social, political or religious.
IRAN NOW curated by @newshatavakolian
#iranianphotography #newshatavakolian #photolondonfair #irannow

Newsha Tavakolian (@newshatavakolian)

#SheToo Not all of us have access to social media to tell their stories of abuse, especially not the women who fled from Boko Haram, staying in a refugee camp in Maiduguri, north east Nigeria.
I have been here for some days now. Conditions are tough. There is cholera and food is scarce, it is when some hold power and others are needy when abuse thrives.
Fatima, 9 years old, wouldn’t tell me if she had faced abuse or rape, also common in the camp. Like most others she preferred to keep her stories to herself, trying to survive instead. The brave aid workers that work here tell me there is a lot of pain behind the silence of most women in the camp.
As we share our stories of abuse, we shouldn’t forget those who are unable to speak out. #SheToo #nigeria #refugees @magnumphotos #iphone

Newsha Tavakolian (@newshatavakolian)

Students at a school in the city of Maiduguri in north-east Nigeria were they educate orphans of Boko Haram fighters and children of dead Nigerian soldiers. The region is under threat by hard-line Islamist of Boko Haram who want to end all form of Western education in Nigeria. #nigeria @magnumphotos #ICRC

Newsha Tavakolian (@newshatavakolian)

Please pickup the NYTimes Magazine's special Voyages issue on Summer Holidays. I spent 5 days on the shores of the Caspian Sea with my amazing assistant @aznf . There we captured Iranian families from different walks of life coming together next to the sea to enjoy the last day of summer. In the same issue also look for the beautiful work by @moisessaman @christopherandersonphoto @chiyin_sim @marknevillestudio and others thanks @kathyryan1 🙏 @staceylbaker @j_dims @shannonsimon @natylonglegs Repost @nytimes (@get_repost)
・・・
To escape the summer heat, most Iranian families trek north to beaches along the #CaspianSea. @newshatavakolian of @magnumphotos took this photo of Alireza Alami, 55, with his sister at Amin Abad beach. ‘‘I was a prisoner in Iraq after the war,” Alireza told the photographer. “The sea makes me feel calm and relaxed. It makes my mind free.” Swipe left or visit the link in our profile to see more of @newshatavakolian’s photos from Iran. We’ll be sharing more photos from @nytmag’s Voyages issue over the next couple of days. Visit the link in our profile to see more. #NYTMagVoyages شماره ويژه سفرها تابستاني مجله نيويورك تايمز، با عكس هاي من كه حاصل ٥ روز سفر در سواحل درياي خرز به همراه دستيارم آذين است. عكس هاي از خانواده هاي مختلف ايراني كه به شمال ايران سفر كرده و در كنار هم از آخرين روزهاي تابستان در كنار دريا لذت مي برند.
براي فرار از روزهاي گرم تابستان، بسيارتي از خانواده هاي ايراني به سواحل درياي خزر سفر مي كنند. نيوشا توكليان اين عكس را از عليرضا عالمي، ٥٥ ساله، به همراه خواهرش در ساحل امين آباد گرفته است. عليرضا به عكاس مي گويد:"بعد از جنگ در عراق اسير بودم، دريا به من احساس آرامش مي دهد و در اينجا ذهنم آزاد است."

Newsha Tavakolian (@newshatavakolian)

When it comes to taking pictures of my parents I suddenly lose my photography skills ♥️
More...